دریا
-
تاریخ: 1402/6/27 ساعت: 0:16
هرچند زغربتش گزند آمده بود زخمش به روانِ دردمند آمده بود گویند: که از هیبتِ دریای دلش آن روز زبانِ آب بند آمده بود سید حسن حسینی
خیال
-
تاریخ: 1402/6/27 ساعت: 0:16
سر آن ندارد امشب که بر آید آفتابی چه خیال ها گذر کرد و گذر نکرد خوابی سعدی
ایران
-
تاریخ: 1402/6/27 ساعت: 0:16
چو ایران نباشد تن من مباد بدین بوم و بر زنده یک تن مباد ابوالقاسم فردوسی
گور
-
تاریخ: 1402/6/27 ساعت: 0:16
آن قصر که جمشید در او جام گرفت آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت بهرام که گور می گرفتی همه عمر دیدی که چگونه گور بهرام گرفت ؟ خیام نیشابوری
محرم
-
تاریخ: 1402/6/27 ساعت: 0:16
ای کاش چشم های تو را کم نداشتیم پیراهنی به رنگ محرم نداشتیم سعیدبیابانکی
شعر
-
تاریخ: 1402/6/27 ساعت: 0:16
خیال می کنم این بغض ناگهان شعر است همین یقین فروخفته در گمان شعر است همین که اشک مرا و تو را درآورده است همین، همین دو سه تا تکه استخوان شعر است همین که می رود از دست شهر، دست به دست همین شقایق بی نام و بی نشان شعر است چه حکمتی است در این وصفِ جمع ناشدنی که هم زمان غمِ نان، شعر و بوی نان، شعر است تو...
خنجرستان
-
تاریخ: 1402/6/27 ساعت: 0:16
نمی بیند کسی سقراط را در ساغرستانها نمی از آب حیوان نیست در اسکندرستانها چه اعجازی ست در سوز نفس های تو ای زاهد ریا گل کرده است از خشک چوب منبرستانها خلیل الله می جویم در این بت خانه ها اما یکی بودا نمی روید از این نیلوفرستانها کجا شد شور و حال بشنو ازنی های مولانا صدای ناله ی نی آب شد در شکرستانها ...
بگذارتابگریم...
-
تاریخ: 1402/6/27 ساعت: 0:16
بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران کز سنگ گریه خیزد روز وداع یاران هر کاو شراب فرقت روزی چشیده باشد داند که سخت باشد قطع امیدواران با ساربان بگویید احوال آب چشمم تا بر شتر نبندد محمل به روز باران بگذاشتند ما را در دیده آب حسرت گریان چو در قیامت چشم گناهکاران ای صبح شب نشینان جانم به طاقت آمد از بس که ...
باران مگو بباران
-
تاریخ: 1402/6/27 ساعت: 0:16
آیا چه دیدی آن شب در قتلگاه یاران؟ چشم درشت خونین،ای ماه سوگواران ازخاک بر جبینت خورشید ها شتک زد آندم که داد ظلمت فرمان ِ تیرباران رعنا و ایستاده ،جان ها به کف نهاده رفتند ومانده بر جا ما خیل شرمسا ران ای یار ،ای نگارین !پا تا سر تو خونین! ای خوش ترین طلیعه از صبح شب شماران داغ تو ماندگار است ، چند...
اشاره
-
تاریخ: 1402/6/27 ساعت: 0:16
دریا شده است خواهر و من هم برادرش شاعـــرتر از همیشه نشستـــــم برابرش خواهر سلام! با غزلــی نیمه آمدم تا با شما قشنگ شود نیم دیگرش می خواهم اعتراف کنم، هرغزل که ما با هـــم سروده ایم جهان کرده از برش خواهر زمان ، زمان برادر کشی است باز شاید بـــه گوش هــــا نرسد بیت آخـرش با خود ببر مرا کـــه نپوسد...