آیا چه دیدی آن شب در قتلگاه یاران؟ چشم درشت خونین،ای ماه سوگواران ازخاک بر جبینت خورشید ها شتک زد آندم که داد ظلمت فرمان ِ تیرباران رعنا و ایستاده ،جان ها به کف نهاده رفتند ومانده بر جا ما خیل شرمسا ران ای یار ،ای نگارین !پا تا سر تو خونین! ای خوش ترین طلیعه از صبح شب شماران داغ تو ماندگار است ، چندان که یادگار است ازخون هزار لاله بر بیرق بهاران یادت اگرچه خاموش ،کی می شود فراموش نامت کتیبه ای شد بر سنگ روزگاران هر عاشقی که جان داد درباغ سروی افتاد بر خاک
برچسب:
نویسنده: میلاد جلالی
تاريخ: دوشنبه
27 شهريور
1402 ساعت: 0:16